زندگی این روزهای من شده مثل بازی با پازل… احساس می کنم همه قطعات پازل رو تو دستم دارم و می دونم چی رو باید کجا بگذارم، اما 2-3 تا حرکت مونده به آخر بازی یک چیزی درست سر جاش قرار نمی گیره و مجبور میشم همه پازلم رو به هم بزنم و دوباره از نو بچینم…
نمی دونم چرا تو این مدت هرچی فکر می کنم نتیجه یک چیز دیگه میشه؟
در جستجوی علم دست نوشته های ذهنم که به جای کاغذ مچاله شده بر پهنای دریای وب نوشته می شود، تا هم فکرم آزاد گردد و هم در مصرف کاغذ صرفه جویی

