دوشنبه , ۲۶ آذر ۱۳۹۷
خانه / دل نوشته ها / من و اسب جمشيد

من و اسب جمشيد

چند سال پيش رفته بوديم تخت جمشيد، خواستم از اين سر ستون عكسي بگيرم، آقايي با بچه هاش كنارش ايستاده بودند، ازشون خواستم كمي جا به جا بشن بتونم عكس بهتري بگيرم. با افتخار بهم گفت برو روش بشين من ازت عكس ميندازم. اين سنگ خالي رو براي چي عكسش رو ميخواهي؟

غصه خوردم. عكسم رو گرفتم و رفتم و اونها به ترتيب سوار بر اسب شدند و يكه تازي كردند…

پ.ن 1: البته اون سالها هنوز اين امكانات حفاظت فيزيكي كه الان هست نبود…

پ.ن 2: من به سراغ تخت جمشيد آهسته مي روم، مبادا كه ترك بر دارد…

پ.ن 3: بيشتر از ده سال از اون ماجرا ميگذره و من هنوز در ياد دارم…

همچنین بررسی کنید

یادآر

ده سال پیش همچین روزی٬ ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۷ ٬ ساعت پنج و ده دقیقه …

۲ نظرها

  1. نه بابا ما پارسال هم که رفتیم همین طوری بود. امکانات امنیتی و حفاظتی نداره. راستی میدونستی اون عکس معروفه انیشتین و دکتر حسابی جعلیه؟ یعنی اون که کنار انیشتین ایستاده حسابی نیست بلکه یه ریاضیدانی به اسم کورت گودل اینم عکسش. خیلی شبیه حسابی هستش
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1925_kurt_g%C3%B6del.png

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.