جمعه , ۲ آبان ۱۳۹۹
خانه / دانشگاه / چه خبر از چي و كجا؟

چه خبر از چي و كجا؟

اين ترم تحصيلي هم به سلامتي تموم شد اما همه اجدادمون اومد جلو چشمون تا تموم بشه… ترم نسبتا سختي بود ولي درسهاي شيريني داشت كه كم كم شيرينيش داشت دلم رو مي زد… ساختمان داده، نظريه محاسبات، سيستم عامل، مباني مهندسي نرم افزار، برنامه نويسي شي گرا(جاوا) 5 تا درس 3 واحدي بودند كه اين ترم رو در خدمتشون بوديم…

3 تا درس ساختمان داده، سيستم عامل و جاوا پروژه هاي خوبي داشتن كه انجام دادنش بسيار رقابتي بود… پروژه ساختمان داده بازي Solitaire تحت زبان برنامه نويسي ++C بود و بصورت فرمان دستوري (Command Line ) … پروژه جاوا كه يك پروژه مشترك بود و بايد گروهي انجام مي شد نرم افزار يك ثبت سفارش و صدور فاكتور و گزارش هاي لازم بود براي يك رستوران كه البته بصورت كاملا انفرادي انجام دادم… نكته مهم اين بود كه مطابق قوانين امكان استفاده از نرم افزار Netbeans نبود… البته اكثر بچه ها اين قانون رو زير پا گذاشتند و هيچ مشكلي هم پيش نيومد… پروژه سيستم عامل هم يه پروژه گروهي بود كه چون با بچه هاي جاوا هم گروه بودم، اون پروژه رو دوستان انجام دادند و خوشبختانه نمره كامل گرفتيم… اين 3 ماه گذشته فوق العاده تمركز بر پروژه ها داشتم و تو هر فرصت و موقعيتي پروژا ساختمان داده رو تكميل مي كردم… چيزي در حدود 3000 خط كدنويسي انجام شد كه نتيجه كار هم بسيار رضايت بخش بود… تو اين مدت حتي فرصت نكردم 2تا مطلب براي وبلاگ هام بنويسم كه اين خودش نشون ميده چقدر درگير دانشگاه بودم… اصلا نفهميدم ماه رمضوني كه اين همه منتظرش بودم چجوري اومد و چجوري گذشت… اين 20 روز گذشته هم كه تقريبا اينترنت رو تعطيل كرده بودم و فقط به امتحان ها فكر مي كردم…

همه اينها به كنار، حرف براي گفتن زياد هست… امروز من فقط درس نيست… بخشي از زندگي امروزم درس هست و بخش ديگرش هزار و يك جور فكر و خيال… از سپيدي برف تا سياهي شب… واقعيتش اينه كه من كمتر از ربعم براي خودم هست و مابقيش متعلق به ده ها و صدها موضوع ديگه… از خوشحالي ديگران قهقه ميزنم و از ناراحتيشون دق مي كنم… كاش اونقدر حرفم پيش خدا اعتبار داشت كه مي تونستم سياهي ها رو پاك كنم… بعضي وقتا ميگم كاش خدا هم با آدم معامله مي كرد… مي گفتم همه ثواب هام رو ميدم اوني رو كه ميخواهم بهم بده…

همچنین بررسی کنید

دوچرخه سواری می کنیم

  همیشه از بچگی دوست داشتم اینجوری دوچرخه سواری کنم و فکر می کردم خیلی …

۶ نظرها

  1. بابا شبنم

    مجید جان سلام خسته نباشی ایشاالله همیشه ایام لبت خندان ودلت شاد وتنت سلامت وآرزوهایت برآورده ودرزندگی موفق باشی بیاری حق

  2. khaste nabashi pahlevooon

  3. خسته نباشی..
    ما منتظر مطالب جالبت هستیم..
    خصوصن اگه یه شاخه ی جدید باز کنی و در ارتباط با مطالب کامپیوتری با بیان شیوات بنویسی
    موفق باشی 🙂

    • مجید نصیری نژاد

      @عرفان: تشكر از اظهار لطفت… البته مطالب كامپيوتري رو هم كم و بيش مينويسم كه تو دسته بندي ها ميتوني پيدا كني 🙂 اما اينجا بيشتر تابع اون جمله بالاي صفحه است كه تحرير شده 😉 بازم به ما سر بزن و برامون نظر بزار… خوشحال ميشيم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.