ضيافت

نشسته بوديم.

يكي مي گفت: تو اين مدت كه سرم خلوت تر بود 3-4 تا پروژه انجام دادم و خوب پول درآوردم.

من خيلي خوشحال شدم و گفتم آفرين.

يكي ديگه ميگفت، من تو اين مدت درس هاي ترم بعد رو خوندم تا معدلم رو ببرم بالا و اين ترم حتمن 4 بشم.

من خيلي خوشحال شدم و گفتم آفرين.

اون يكي گفت، با يك استاد دارم رو يك پروژه تحقيقاتي كار مي كنم.

من خيلي خوشحال شدم و گفتم آفرين.

آخرين نفر گفت، من تو اين مدت زبان انگليسي رو خوب خوندم تا مكالمه ام روان بشه.

من خيلي خوشحال شدم و گفتم آفرين.

نوبت به من رسيد، گفتم، تو اين مدت روزي 10 تا پسته خوردم، به 50 نفر اس ام اس زدم، اخبار رو زير و رو كردم و در كنارش، ضيافت افلاطون خوندم و گوش به درس هاي حافظ شناسي و تفسير سوره واقعه سپردم.

صحبت ها ادامه پيدا كرد…

3 دیدگاه

  1. منم ميگم جوجه رو آخر پاييز … بله اون موقع منم خوشحال ميشم ميگم آفرين

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.