ده سال پیش همچین روزی٬ ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۷ ٬ ساعت پنج و ده دقیقه عصر٬ شبنم و من٬ تو فرودگاه از خانواده هامون خداحافظی کردیم تا مهاجرت تحصیلی خودمون رو شروع کنیم. تعداد روزهای حضور من در دانشگاه های ایران بیشتر از تعداد انگشتان دو دست نمی شد. روزهایی که فقط برای شرکت در… ادامه خواندن یادآر
دسته: دل نوشته ها
دوچرخه سواری می کنیم
همیشه از بچگی دوست داشتم اینجوری دوچرخه سواری کنم و فکر می کردم خیلی ساده است، ولی واقعا یک چالش خاصه بخصوص جاهایی که میزان شیب زیاد باشه و شعاع دایره کم. اگر زود به سمت پایین برنگردی یا فرمون رو یه کم دیر بچرخونی، تعادلت رو از دست می دی یا اینکه روی… ادامه خواندن دوچرخه سواری می کنیم
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
در هر رفتاری، افراط و تفریط موجب ضرر است. چه محبت باشد چه قهر… چه دوست داشتن باشد چه تنفر… با آدم ها باید به اندازه ظرفیتشان رفتار کرد. افراط در هرچیز سبب اعتیاد است و آدم معتاد از آنچه دارد، می بیند، در حقش انجام می شود و یا انجام می دهد لذت نمی برد… ادامه خواندن ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
زمانی برای گذر
بالاخره عقربه های ساعت آنقدر چرخیدند و تیک تاک کردند و برگهای تقویم آنقدر ورق خوردند تا به چنین روزی رسیدند. بعد از گذشت 11 سال از پایان تحصیلات متوسطه، تحصیلات سطح اول دانشگاهی هم به پایان رسید. در تمام این مدت سعی کردم علاوه بر کسب علوم دانشگاهی با تمرکز بر علوم اجتماعی، نسبت… ادامه خواندن زمانی برای گذر
آرمانهایم – 1
من یه آدمیم اینجوری، حتی اگه شب رو دیر خوابیدی ، صبح زود بیدار شو ! زیر بارون راه برو ، نترس از خیس شدن ! هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش ! به طرف روبروت تو مترو لبخند برن ! بی مناسبت کادو بخر! بگو این توی ویترین برای تو بود !… ادامه خواندن آرمانهایم – 1
غذای حلال
روز اول تو سنگاپور رفتیم Subway ناهار بخوریم. فروشنده یک پیرمرد چینی بود. جلوی ما یک آقایی در حال سفارش بود، سفارشش که تمام شد نوبت ما رسید. از پیرمرد چینی پرسیدم کدوم غذا حلال هست… یه کم فکر کرد و گفت شما میتونید کالباس بوقلمون بخورید، مرغ بخورید، تن ماهی و سبزیجات… گفتم مگه… ادامه خواندن غذای حلال
آینده شغلی یک دانشجو
با توجه به اینکه طبق جدیدترین آمار (اینجا)، نرخ بیکاری در رشته “علوم کامپیوتر” (یعنی همین رشته ای که الان مشغول تحصیل هستم!) بیش از 30.4 درصد هست و دومین رشته بیکار کشور می باشد، به اطلاع می رساند با توجه به فراهم بودن تمامی بسترهای لازم صنعت آی تی در کشور (بخصوص فی.لت.ر بودن… ادامه خواندن آینده شغلی یک دانشجو
کاش من هم “خودخواه” بودم
کاش من هم این توان را داشتم که “خود خواه” باشم و همه دنیا را تنها تا یک وجب جلوی چشمانم و فقط برای خودم ببینم… مثل ده ها و صدها هزار آدم دیگر… به من می گوید، 1400 سال پیش پیامبری به پایان رسید و خداوند انسان را بی نیاز از ناصح (نصیحت کننده)… ادامه خواندن کاش من هم “خودخواه” بودم
من فکر می کنم، او فکر می کند
به حال آدم هایی گریه می کنم که “فکر” کردنم را بیکاری تلقی می کنند. بگذار آنها “فکر” کنند گریه ام از ضعف است. از “فکر” من تا “فکر” او فاصله هاست…
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم، و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
چند سال پیش -حدود 10 سال شاید هم بیشتر- وقتی به شمال رفته بودیم عصر یک روز تابستانی، در حالیکه هوا کم و بیش ابری بود و نسیم ملایمی می وزید تصمیم گرفتیم به کنار آب رفته و اگر فرصتی فراهم شد در دریا شنا کنیم. عظمت و آرامش دریا انسان رو مجذوب خودش میکنه… ادامه خواندن دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم، و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم